سلطان محمد ميرزا قاجار
49
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
كه به حساب ما هرهفت ورست يك فرسخ است . عبور از اين راهها با عراد [ ه ] هاى چاپارخانهء دولتى مىشود كه به اصطلاح روسيه ، پشت « 9 » مىگويند . اسبهاى عراده بسيار بسيار خوب است ، ولى چون خود عراد [ ه ] هاى پشت فنر ندارد « 10 » مثل عرادههاى توپخانه است [ 19 آ ] و سرش باز . وضع عرادهها اولا ، از جهت آفتاب و بارندگى محفوظ نيست و ثانيا ، در حركت آنقدر زحمت مىدهد كه ما فوق آن متصور نمىشود . [ در ] هر عراده هم سه نفر زياده نمىتواند نشست با قدرى اسباب . وضع راه همهء راه را هموار كرده و با سنگريزهها ريخته و كوفتهاند . مثل اينكه يكپارچه از سنگ است . دريا سمت راست راه واقع است . طرف چپ راه آب و نيزارها [ ى ] بسيار است . در يك فرسخى راه مرداب بزرگى است بسته « 11 » به دريا . پل چوبى بسيار بزرگ خيلى محكم خوبى بهجهت عبور بر روى او بستهاند . بر روى رودخانههاى ديگر هم پلهاى چوبى بسته شده است . يك فرسخى لنكران مقابل راه در دريا ، نزديك به خشكى ، جزيرهء بزرگ خوب پردرخت باصفايى است . آبادى و زراعت هم دارد . همهجا اطراف اين راه ، محل زراعت و آباديهاى خوب دارد . سكنهء آنها بعضى مسلم [ 19 ب ] [ و ] اكثر از اهل نمسهاند . نصارا و يهود كه دولت روس در آنجاها نشانده ، رعيتى مىكند . همهء راه هموار [ و ] هوايش ملايم [ است ] . يك پستخانهء ديگر هم سواى قزل آقاج هست . زراعت گندم و برنج و جو بسيار
--> ( 9 ) . مقصود همان پست Post مىباشد كه در پشتخانه ( - پستخانه ) هم آمده است . چون ضبط پشت به تلفظ روسى آن نزديك است ، انتخاب گرديد . ( 10 ) . ظاهرا منظور نويسنده از فنر ، سايبانهاى تاشو مىباشد كه كالسكهها و درشكههاى قديم داشتند . ( 11 ) . يعنى متصل به دريا .